یک سال دیگر هم گذشت و ....

متن مرتبط با «صراحی لبریز» در سایت یک سال دیگر هم گذشت و .... نوشته شده است

صراحی لبریز

  • نیلوبلاگ

    پیشانی ام، عرصه جنگ لشگر عثمانی و ایران شده است، لشگر عثمانی هجوم می آورد و لشگر ایران با وجود دلاوری و شجاعت های فراوان قلع و قمع می شود و فرمانده دوباره نیروی جدید می فرستد به میدان جنگ. چشم هایم هم محل قرارگیری مجروحان شده، چشم راستم اردوی عثمانی هاست و چشم چپم اردوی ایرانی ها.... کرور کرور مرض و درد از چشم هایم بیرون می ریزند.... ژلوفن به عنوان حکم و عامل صلح راهی از پیش نمی برد و دو لشگر گویی با زاد و رودشان آمده اند جنگ، زمین و آسمان کارکردی به مثابه رحم زنان دارند و هی مرد جنگی می زایند، ...

    ادامه مطلب