-
تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 17:26
[unable to retrieve full-text content]یه چیزی بهم میگه آبش رفته تو پی گاه، سقفش رمبیده از جا و هنوز تو خبر نداری از داستان.
هزار بادهی ناخورده در رگ تاک است
-
تاریخ: 1402/6/16 ساعت: 2:29
[unable to retrieve full-text content]هنوز، دقایقی هست که دلم میخواهد آقای محمودآبادی بود. شاید اگر بود...
به سکوت سرد زمــان… به خزان زرد زمــان…
-
تاریخ: 1402/6/16 ساعت: 2:29
[unable to retrieve full-text content]مگه قول نداده بودی؟ ترسم؟ که اشک...
بلاگفا
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 20:33
[unable to retrieve full-text content]شرابِ خانگیِ ترسِ محتسب خورده...
زندگی در عصر کرونا_14
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:36
بله ترم جدید شروع شد و کرونا هم چنان هست و ما هم هستیم و زندگی ادامه دارد. ترم جدید با یکxa0 تغییر جدید شروع شده است و این تغییر دانشجویان و من را را هم گیج کرده است... در این میان من هم روزگار می گذرانم. زندگی سخت تر شده است، موادی از سبد کالای ما و دیگران حذف شده است و هنوز زنده ایم. استرس اجاره خ...
زندگی در عصر کرونا_15
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:36
دیروز خونه مامان، شله زرد و حلوا پختیم، به نظرم یک رابطه مستقیمی میان مهارت فرد در حلوا پزی و از دست دادن آدمهای دور و برش وجود دارد و این غمگینم میکند. دیروز محمدرضا شجریان فوت کرد و بگیر و ببند و کرونا هم باهم قاطی شد. مگر میشود شجریان را از حا
زندگی در عصر کرونا_16
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:36
بالاخره شنبه توانستم بدون اینکه گریه کنم یا اشکی بریزم، اتفاق مرگ بابا را برای فردی تعریف کنم.xa0 شنبه سوم آبان سال هزار و سیصد و نود و نه. + نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۹ و ساعت 15:35 |
سی و هفتمین روز پاییز
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:36
[unable to retrieve full-text content]من یک بار دیگر شاهد گردش زمین به دور خورشید بودم و بسیار خوشحالم.
زندگی در عصر کرونا_18
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:36
امروز خیلی اتفاقی با دختری دوست شدم، رفته بودم دانشگاهی که نزدیک دفتر است که پرینت پایان نامهام را بگیرم و برای بار صدم برای استاد راهنمایم ارسال کنم، داستان همان داستان قدیمی کینهی شتری اساتید است که این دفعه نیز مرا گرفته است. مشاور بر این باور
من قاتل پدرش هستم؟
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:36
یکی از خالههایم و برادرم احتمالا تحت تاثیر او، مرا قاتل پدرم میدانند و به هر مناسبتی که مشاجرهای بین من و برادرم در میگیرد، او این حرف را تکرا میکند و من را خلع سلاح میکند، بله این حرف در لحظه، کاری با من میکند که سپاه مغولان با ایران نکرد و
تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:36
گاهی تا اتفاقی رخ ندهد، نمیدانی باید چه رفتاری از خود نشان دهی! بله تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی...xa0 + نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۹ و ساعت 12:48 |
سال نو
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:36
آقای محمودآبادی خیلی اتفاقها افتاد و نبودید و خیلی اتفاقها افتاد و من نبودم. سال نو شد وامروز جشن شصت و سه سالگی شما هست و شما نیستید و همین طور جشنهای تولد بعدیتان! در واقع دیگر جشنهایxa0تولدتان و جشن تولدهایمان،سالگرد ازدواجتان و سالگرد ازدواجهایمان و....xa0نیستید. + نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه ...
دست ها می سایم تا دری بگشایم
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 8:36
این روزها، حال عمومی جامعه بد است وxa0 حال من هم شبیه به حال عمومی جامعه است. چرا؟ اگر از همه ی اتفاقات این چند ماه بگذریم،xa0کرونا ویروس همهی برنامهها را جا به جا کرده است، بحرانی که جهان با آن دست و پنجه نرم میکند و وطنم پارهی تن من هم، مثل همیشه در بحران مانده است، راه حل چیست؟ بگذاریم بگذرد تا ب...
زندگی در عصر کرونا-1
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 8:36
کرونا تقریبا همهی برنامههایمان را دگرگون کرده است، دگرگون کلمهی مناسبی نیست، کن فیکون کرده است، دانشگاه که تعطیل است البته در همین روزهای تعطیل یک جلسه برگزار شد که آن هم به کرونا گذشت من هم عجله
زندگی در عصر کرونا-2
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 8:36
دیشب در یک گروه خانوادگی اد شدم و خبر فوت شدن زن عموی مامان را خواندم، با زی به این نتیجه رسیدیم که به ما چه که به مامان بگیم، یکی دیگه بهش بگه، فعلا که مامان نمیدونه، با این اوضاع کرونا هم که فعلا م
زندگی در عصر کرونا_3
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 8:36
صبحها که بیدار میشوم، بعد از دستشویی و مسواک و .... مثل یک آیین چراغی که شبها روشن میگذاریم را خاموش میکنم،میرم پنجره را باز میکنم و توری پنجره را کنار میزنم و درختها و لانههای کلاغها را چک
زندگی در عصر کرونا_4
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 8:36
سال نو مبارک شده و امروز شانزدهم فروردین سال هزار و سیصد و نود و نه است. همهی تعطیلات به کرونا و قرنطینه گذشت به جز دو شب که رفتیم خونهی مامان. سفر که کنسل شد و ماهان فرموده تا 21 فروردین هزینهی بلیط رو بر میگردونه! تقریبا با یک ماه تاخیر!به قرنطینه و دستکش و ماسک و ژل هم عادت کردیم.
زندگی در عصر کرونا_5
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 8:36
دانشگاه که هنوز تعطیل استxa0 و من راستش ناراحت نیستم و مثل معلمهای دیگر دلم برای دانشگاه و داستانهایش تنگ نشده است فقط گاهی دلم هات چاکلتهای سر کلاسم را میخواهم. یعنی در واقع دلم برای خوراکیها تنگ
زندگی در عصر کرونا_6
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 8:36
از روزی که کرونا ویروس وارد ایران شد، هر روز اخبار را پیگیری میکنیم، آمار مبتلایان، آمار بهبود یافتگان، آمار فوت شدگان و این اواخر آمار افرادی که حالشان وخیم است، مامان هم از من میپرسد این آمار را ب
اول مهر
-
تاریخ: 1398/12/10 ساعت: 2:56
این که من شیفتهی پاییز و اول مهر و مدرسه هستم چیز جدیدی نیست اما گویا چیز عجیبی است. این روزها مد شده است که دههی شصتیها، از مدرسه متنفر باشند اما من با وجود همهی مشکلات و تبعیضها مدرسه را دوست د