
اصلا به من (تو) چه؟زنِ زخمیِ ایستادهاصلا به من (تو) چه؟*ف* حدود پانزده سال از من کوچکتر است و حدود ۴ ماه است که مدیر واحدی شده که من با آن واحد مستقیم کار میکنم، همان هفتهی اول، مرا تئاتر دعوت کرد من هم پذیرفتم... و احساس کردم، دوست دارد با من صمیمی باشد(البته که بخش بسیار زیادی از این صمیمیت در جهت منافع کاریاش بود، برای منی که اصلا در باغ منفعت نیستم و صرفا کارم را انجام میدهم، رفتارش خندهدار بود اما اجازه دادم، رفتارش را ادامه دهد...) مرا در جریان زندگی شخصیاش گذاشت از همسرش و نحوهی ...
ادامه مطلب