
در خانهی لکلکی مشغول آشپزی هستم... فقط خودم و خواهرجان و مامان متوجه میشوند در این چند کلمه چه میزان شادی نهفته است... خواهر جان ناباورانه میگوید*یعنی تو زز ی خودمون هستی؟ *
بله من زز ی خودمون هستم و دارم به تنظیمات کارخانه باز میگردم...
بعد نوشت. دستپختم را علاوه بر انسانها، تدی (توله سگ همسایه) و حنایی (مرغ پسرک سیه چشم و سیه مو) دوست داشتند.
برچسب:
نویسنده: آریا رستمیان