یکی از نکرانیهام، حل شد و خوشحالم.
این روزها، حالم در نوسان است. اما همین که هست، خوب است.
میپرسد*دقیقا دنبال چی هستی؟* اگر پاسخی که در ذهنم هست را بگویم، میترسد و نگران میشود. میگویم*هیچی* و میخندم، میخندد و میکوید*دنبال راههای جدید به فنا رفتن هستی؟* باز هم میخندم و میگویم *هیچی! ...*( اما واقعا دنبال چی هستم، دنبال این هستم که دوام بیاورم خوشحال باشم و گاهی برای خوشحال بودن و دوام آوردن، نیاز به تغییر دوز و دارو است و اداپته شدن با این تغییرات زمانبر است و توضیح این مساله سخت است پس به همان *هیچی* بسنده میکنم.)
پینوشت. لطفا!!!! معجزهی روزانه یا یک معجزهی مستمر!
برچسب:
نویسنده: آریا رستمیان